سرم دادی و سامانم ندادی,بهادر یگانه , اشعار بهادر یگانه , اشعار عاشقانه , شعر و ترانه , سرم دادی و سامانم ندادی , اشعار یگانه , بهادر یگانه کیست , شعر زیبا , شاعران ایرانی , شعر نو ,ایران مطلب

سرم دادی و سامانم ندادی, اشعار یگانه

سرم دادی و سامانم ندادی
به جز بخت پریشانم ندادی


 

خدایا هرچه اشک اندر جهان بود
به من دادی و دامانم ندادی

 

چو شمع کاروان آواره ماندم
شبم دادی شبستانم ندادی


 

دلی خونین به من دادی چو غنچه
ولی لبهای خندانم ندادی

 

خدایا هرکجا درد دلی بود
به من دادی و درمانم ندادی


 

زدی صد چاک غم بر سینه ی من
ولی چاک گریبانم ندادی

 

به من بخشیده ای گنج سخن را
ولی یار سخندانم ندادی


 

من از این جان درد آلوده سیرم
که جان دادی و جانانم ندادی


منبع:lat.blogfa.com


کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه